این یادداشت را در سوگ خواهر زاده عزیزم برای روزنامه اعتماد نوشتم که با تغییراتی نسبت به متن اصلی امروز منتشر شد .

در بعدازظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفندماه كاوه، خواهر‌زاده نازنينم خسته از كار روزانه، از ايوانكي گرمسار به مقصد تهران سوار يك دستگاه خودروي پرايد شد، لحظاتي از سوار شدن وي نگذشته بود كه راننده پرايد در حالي كه با سرعت بيش از صد كيلومتر قصد سبقت غيرمجاز از سمت راست را داشت، به خودروي كاميوني كه راننده در لاين راست جاده پارك كرده و آن را رها كرده بود برخورد كرد. سرنشين جلويي كه يك كارگر افغان بود و كاوه كه سرنشين عقب اين خودرو بود در دم جان باختند و به اين ترتيب به مانند هزاران هموطني كه هر ساله قرباني بي‌توجهي و ضعف فرهنگي راننده‌ها و جاده‌هاي نا ايمن مي‌شوند، در 33 سالگي و با وجود رنج فراوان در تحصيل و دستيابي به مدارج عالي و پس از آن اشتغال و... از ادامه زندگي محروم شد. كارگر افغان هم دور از خانواده و از يكي از ايالت‌هاي دور افتاده افغانستان در ايران مشغول به كار بود.

حوادث رانندگي در كشور ما متاسفانه هر ساله هزاران نفر را به كام مرگ مي‌برد، هزاران نفر مجروح و معلول مي‌شوند، هزاران كودك يتيم مي‌شوند، هزاران خانواده درگير مرگ عزيزان‌‌شان مي‌شوند. از نظر اقتصادي هم بر اساس برآوردهاي علمي پروفسور آيتي، رقم خسارت‌هاي مستقيم و غيرمستقيم تصادفات از 7 درصد توليد ناخالص ملي كشور افزون‌تر است ولي افسوس با وجود كاهش قابل توجه تصادفات جاده‌يي، اين مشكل همچنان قرباني مي‌گيرد. درباره آنچه در اين تصادف مي‌توان به آن پرداخت به موارد زير اشاره مي‌كنم:

1- در اين تصادف مشخص، علاوه بر تخلف راننده سواري در سبقت غيرمجاز، راننده كاميوني كه آن را در لاين راست جاده پارك كرده و رها كرده بود نيز مقصر است. بعد از تصادف، مامور راهنمايي و رانندگي سوييچ را از راننده كاميون گرفته، خودرو را روشن كرده و آن را حركت داد كه مشخص شد ادعاي راننده مبني بر خراب بودن كاميون كذب است. همچنين اگر نخستين گشت راهنمايي و رانندگي به محض مشاهده كاميون پارك شده، خودروي پليس را در فاصله‌يي از اين كاميون قرار مي‌داد چراغ گردون آن را روشن مي‌كرد و تا جابه‌جايي كاميون، خودروهاي عبوري را هدايت مي‌كرد ممكن بود اين اتفاق مرگبار حادث نشود.

2- با شرايط اقتصادي و اجتماعي فعلي و افزايش بيكاري، نخستين شغلي كه براي فرار از بيكاري و كسب درآمد مورد توجه جوانان بيكار و خانواده‌ها قرار مي‌گيرد «رانندگي» است. اين در حالي است كه دولت اطلاعات دقيقي از تعداد راننده‌ها ندارد، واقعيت اين است كه بانك اطلاعاتي از رانندگان و كساني كه شايسته اين شغل هستند وجود ندارد. در سال‌هاي اخير شاهد بوديم كه بسياري از جرايم در پوشش خودروهاي مسافربري انجام شده است و از حيث عدم تشخيص جداكردن مسافربري‌هاي واقعي از ديگر خودرو‌ها، همچنان خلأ وجود دارد.

3- سال‌هاست كه ايمني خودروهاي توليد داخل، يكي از بحث‌هاي اصلي در حوادث رانندگي است. مرگ اين دو سرنشين علاوه بر غفلت راننده‌ها، به ايمني بسيار پايين خودروي توليدي نيز مرتبط است.

4- آنچه مسلم است متاسفانه حفاظت از جان هموطنان توسط رانندگان زحمتكش جدي گرفته نمي‌شود. ارتقاي فرهنگ رانندگي و احترام به حقوق سرنشينان يك عزم ملي را مي‌طلبد. متوسط 19 هزار كشته تصادفات رانندگي درسال نشان از آن دارد كه متوليان امور حمل و نقل آن‌طور كه شايسته است در ارتقاي فرهنگ رانندگي موفق عمل نكرده‌اند. آموزش و پرورش براي فرهنگ‌سازي و نهادينه كردن فرهنگ رانندگي برنامه مشخصي ندارد. فقط در سال 90، حوادث رانندگي در كشور نزديك به بيست هزار قرباني گرفت. به اين ترتيب آيا انجام يك پژوهش كاملا علمي و در پي آن عملي كردن راهكارهاي ضربتي براي كاهش قربانيان رانندگي تاكنون ضرورت نداشته است؟

«آرتين» كوچولو در تمام اين روزها كه از تصادف مي‌گذرد منتظر «بابا» است. مانند هزاران كودك ايراني كه در اين سال‌ها پدر يا مادر يا هر دوي آنها را در حوادث ترافيكي و جاده‌يي از دست داده‌اند. به نظر مي‌رسد كودكان خانواده‌هاي قرباني، قربانيان بعدي اين‌گونه حوادث هستند. محروم شدن از نعمت حضور پدر يا مادر تبعات منفي بسيار زيادي را در پي دارد، مهر و محبت و گرماي حضور والدين هيچ‌گونه جايگزيني ندارد.

...............................................................................................................................

( تیتر پیشنهادی من برای روزنامه اعتماد : « قربانیان حوادث رانندگی ، قربانی بی تدبیری » بود که از سوی روزنامه تغییر کرد . مفاهیم برخی جملات هم عوض شده و برخی جملات حذف شد )

http://www.etemadnewspaper.ir/Released/91-12-24/93.htm