شب یلدای امسال  هم دیگر چیزی نمانده که از راه برسد . مردم در طی این سالها با وجود کسادی بازار و تورم و گرانی بیشتر به  مناسبت های ایرانی مثل نوروز و یلدا بها می دهند و با تمام وجود سعی در نکوداشت این مناسبت ها داارند . یلدا هم همینطور ، دیروز که در ترافیک بزرگراه ساعت ها منتظر مانده بودیم مسافران دیگر و راننده اعتقاد داشتند شلوغی بیش از اندازه خیابان ها به خاطر یلداست ، مردم در حال خرید هستند . اما برای بسیاری از هموطنان  مناسبت هایی مثل شب های یلدا و نوروز و بازگشایی مدارس  که  فرا  می رسد  انگار کوهی از غم بر دلهایشان سنگینی می کند . یلدا برای بسیاری از هموطنان ما تلخ تر از شب های دیگر سال است ، انتظار بیشتر ، مشقت بیشتر ، تحمل درد و رنج بیشتر ، گرسنگی بیشتر ، سرمای بیشتر و...یلدا انگار سر سازگاری با خیلی ها را ندارد .  کاش یلدا مهر و عطوفت خود را بین همه  بطور یکسان تقسیم می کرد ، کاش لا اقل فقط همین یک شب «مجتبی » از زباله گردی معاف می شد و کانون گرم خانواده ای داشت که به اون تکیه کند و فارغ از رنج محنت تمامی شب های دیگر سال ، این یک شب آسوده بود . کاش فقط همین امشب «مهناز» دستش آرام می گرفت و تا صبح قند خرد نمی کرد و کاش مادرش حتی برای یک شب هم شده نگران سفارش کارفرما نبود که صبح گونی های قند خرد شده را تحویل دهد . کاش فقط این یک شب را «مریم » و مادرش می توانستند از دار قالی خلاص شوند و  دمی بیاسایند و در کنار سایر افراد خانواده لحظاتی را به شادی بگذرانند ، کاش استاکار «پرویز» اجازه میداد تا بتواند صبح دیرتر به مغازه برود تا همین یک شب را ساعت ها بی دغدغه بیدار بیدار باشد ، در کنار خواهر و برادرهایش و پدر و مادر آجیل و هندوانه بخورد ، گل بگوید و گل بشنود ....انگار قصد تمام شدن و به صبح رسیدن ندارد این شب سرد سال . کاش یلدا کوتاه ترین شب سال بود تا تحمل این همه درد و رنج آسان تر شود .