سرماي هوا در زمستان و حضور چشمگيرتر کودکان در سطح خيابان هاي شهر باعث مي شود تا افکار عمومي به اين پديده حساس تر شود و شايد به همين دليل است که همه ساله در اين فصل مسئولين حوزه هاي حمايتي و اجتماعي سعي دارند در سخنان و مصاحبه هايشان نيم نگاهي - فقط در حد حرف و شعار - به اين پديده داشته باشند .

از جمله اظهار نظر ها در زمینه کودکان کار و خیابان اخیرا از سوی فائزه عظيم‌زاده اردبيلي عنوان شده است که گویا قرار است به عنوان  نماینده قوه قضائیه در کنفرانش بین المللی حقوق کودک در ژنو حضور بهم رساند . وی در گفتگويي با فارس ضمن اینکه به تعریف کودک خیابانی پرداخت ، نتیجه گیری کرده است که  ایران کمترین تعداد کودکان کاروخیابان در دنیا را دارا است .وی سپس افزود : علت اين امر آن است كه خانواده‌هاي ايراني به دنبال تأمين نياز فرزندان خود بوده و پدر و مادر حتي با وجود مشكلات عديده در زندگي در راستاي رفع نياز كودكان مي‌كوشند تا زندگي متعادلي را براي آنها فراهم آورند.  این ادعا در حالی از سوی یک مسئول قوه قضائیه عنوان می شود که  در  سخنانش به هیچ وجه یک تحلیل آماری ارائه نداده است . وي سپس خاطرنشان كرد: البته مسئله كودكان خياباني هنوز در ايران ريشه‌كن نشده و هنوز شاهد مواردي از كودكان هستيم كه مورد سرقت قرار گرفته و يا در اختيار افراد سودجو قرار گرفته و آنان را مورد استثمار كاري قرار مي‌دهند. این مسئول در قوه قضائیه در پایان به پیشنهادی اشاره می کند که  قرار است وظیفه ساماندهی کودکان خیابانی به شهرداری ها سپرده شود و اين به بدان معناست كه شهرداري‌ها بتوانند با ساماندهي فضايي آرام، مكان و غذاي گرمي را براي آنان مهيا كنند تا وضعيت سرپرستي آنان به وسيله دادگاه اطفال مورد رسيدگي قرار گيرد.  

آنچه در این گفتگو پیداست گویا منظور این مسئول قضائی ایران از کودکان خیابانی همان " کودکان در خیابان " است . کودکانی که ارتباط آنها با خانواده هایشان گسسته شده و یا فاقد سرپرست بوده و برای امرار معاش و زندگی در خیابانها به سر می برند . اما آمار ها و تحقیقات نشان می دهد تنها 5 تا10 درصد از کودکان کار و خیابان ایران چنین شرایطی را دارا هستند و مابقی کودکان کار و خیابان ایران کودکانی هستند که  به عنوان نان آور خانواده ها و یا کمک والدین خود در کسب درآمد مطرح می باشند و به همین دلیل تحلیل کسی که قرار است به عنوان نماینده کودکان ایران در یکی از مهمترین نشست های جهانی حمایت از کودکان حضور بهم رساند از اساس اشتباه است و از اینها گذشته اگر تعداد 1800000 کودک کار و خیابان و آمار 5 میلیونی کودکان خارج از چرخه تحصیل برای این مسئول  و سایر مسئولین دولتی و قضایی  بی اهمیت تلقی می شود برای  بسیاری از دوستداران حقوق کودک به عنوان فاجعه ای انسانی مطرح است و این بدان معناست که تصمیم سازان و متولیان امور کودکان نتوانسته اند برای میلیونها کودک ایرانی شرایط تحصیل فراهم کنند و نیز اگر میلیونها کودک برای گذران زندگی و به منظور دستیابی به حد اقل های ممکن ، در سن کودکی به جای پرداختن به بازی ها و شادی های کودکانه و به جای نشستن  در کلاس درس به اشتغال جانفرسا تن می دهند این از ناتوانی  کسانی است که سالهاست بر ساماندهی کودکان خیابانی و اختصاص بودجه های میلیاردی در این زمینه تاکید دارند، اما حضور پر شمار کودکان در سطح خيابان  هاي شهر هاي کوچک و بزرگ و نيز حضور پنهان کودکان در کارگاههاي کوچک و بزرگ خود حکايت از عدم موفقيت انواع و اقسام طرح هاي ساماندهي است .  

این گزارش را دراینجا هم می توانید بخوانید .