صدای پای یلدا می آید ، در حالی که میلیونها ایرانی در سراسر دنیا یلدا را به عادت  رسم و سنتی دیرینه پاس می دارند ، طولانی ترین شب سال  اما برای بسیاری از هموطنان شاید به رسم و سنت دیرینه نباشد :

 شب یلدا  برای بسیاری از کودکان محکوم به زباله گردی ، طولانی تر و خسته کننده تر از همیشه است ، در اولین شب سرد سال هم گونی سنگین بر روی شانه های نحیف کودک ،  امانش را بریده است ، دستان چروکیده اش از سوز سرما  یاری اش نمی کنند  تا گونی را روی شانه  نحیفش  جا به جا کند ، پس چرا تمام نمی شود این شب سیاه ؟. شب یلدا برای مادر بیمار حمید که از درد به خود می پیچد زجر آورتر از همیشه است .این مادر روزها و شب های بسیاری است که بیمار است وپول درمان هم ندارند ، شب های زیادی را فرزندان از ناله های شبانه مادر ، شب را به روز رسانده اند اما این شب انگار ناله های مادر بیشتر از همیشه است . شب طولانی سال برای بسم ا... کودک افغانی و برادرش که روز ها کار می کنند و شب را در خانه های نیمه ساخته  سر می کنند انگار قصد تمام شدن و به صبح رسیدن ندارد ، انگار امشب  زمستان از تمام روزنه های این ساختمان با سرمای جانسوزش خودش را به این دو کودک تحمیل می کند . این شب طولانی سال برای کودکانی که گرسنه سر بر بالین گذاشته اند تمام شدنی نیست ، انگار امشب  همین یک دقیقه ، ده ساعت طول می کشد و شاید بیشتر ... شب سرد سال برای تهمینه و خواهرش که باید تا صبح به کمک مادرشان قند خرد کنند و صبح اول وقت سفارش کارفرما را تحویل دهند هم طولانی تر است ، انگار تورم دستان نحیفشان امشب بیشتر می شود ... چه شب سختی است یلدا ؟ چه شب سردی است یلدا؟ چقدر طولانی است زمختی  و سختی این شب ؟

یلدا بر همگان مبارک