گزارش تکاندهنده روز نامه اعتماد از14 سال آزار لیلا - دختر قالیباف زنجانی - اگر چه اندوه و تاثر تمامی دوستداران حقوق کودک را بر انگیخت اما تلاش دوباره ای در جهت تلنگر به افکار عمومی و اذهان متولیان امور است . هرچند در خصوص ممنوعیت اشتغال به کار کودکان و تمامی مقاوله نامه های مرتبط ، به کرات نوشته شده است و شاید بیان دوباره این مسئله بغرنج اجتماعی تکرار مکررات باشد ، اما عدم درک صحیح این مسئله مهم از سوی مسئولین امور از یک طرف و وضعیت نگران کننده کودکان شاغل در کارگاههای زیر زمینی از دیگر سو وظایف فعالان حقوق کودک را دو چندان می کند که بنویسند ، بنویسند تا شاید روزی زنگار ستم و نا برابری از چهرگان معصوم لیلا ها کمرنگ تر شود ،که شاید سایه شوم تیره بختی و فقر وجهل از زندگی آنان رخت بر بندد و شاید روزی این کودکان در شرایط حد اقلی استفاده از فرصت های کودکی قرارگیرند . از سال 1380 که مقاوله نامه مربوط به ممنوعیت اشتغال و تلاش برای محو بدترین اشکال اشتغال کودکان ، مصوب کنفرانس عمومی سازمان جهانی کار توسط کشور ما پذیرفته شده است ....
ادامه این یادداشت را در سایت انجمن حمایت از حقوق کودکان ببینید. http://www.irsprc.org/
این روز ها اصلا خبر های خوبی نمی شنویم و شاید باز هم به قول یکی از خواننده های وبلاگ همه اش از یاس و نا امیدی بنویسم . اما چه باید کرد که اخبار چندان خوشی در بازه وضعیت کودکان موجود نیست . چند روزی از پر پر شدن کودکان معصوم غزه به دست چکمه پوشان اسرائیلی نگذشته بود که امروز روزنامه اعتماد خبر تکاندهنده ۱۴ سال آزار یک دختر ۱۸ ساله زنجانی را منتشر کرد. با اینکه اصل این خبر را از ابتدا یعنی چند روز قبل در جریانش بودم اما گویا نگارش این گزارش تلخ به قلم توانای بنفشه سام گیس شکل عریان خشونت را بیشتر نمایان کرد . صبح باید کمی دیر به سرکار می رفتم به همین دلیل کامپیوتر را روشن کردم تا از اخبار روز مطلع شوم وقتی صفحه اول سایت اعتماد را بازکردم به عنوان " درد گلزخم ها روي بدن دختر قاليباف زنجاني " برخوردم و با دقت تا انتها خواندم . بعد از خواندن گزارش خانم سام گیس بغض کردم طوری که حتی نتوانستم خیلی واضح جریان این آزار وحشتناک را برای همسرم توضیح دهم تمام مطالب گزارش ، جمله به جمله آن عین تصاویر غم انگیزی از جلو چشمانم رد می شد. به راستی در کجای این کره خاکی زندگی می کنیم ؟ چطور ممکن است یک انسان تا این اندازه مورد بی مهری و خشم یک همنوع قرار گیرد . چگونه باید در یک شهر نه چندان بزرگی چون زنجان یک کودک ۱۴ سال مورد آزار قرار گیرد یعنی هیچ ساز و کاری پیدا نمی شود که یک کودک را از زمان تولد رصد کند ؟ یعنی حضور و زندگی یک انسان در کشورتا این اندازه باید برای متولیان امور بی اهمیت باشد ؟ لیلا دختر ۱۸ ساله ای است که به گفته خودش ۱۴ سال مورد آزار و اذیت خواهران ناتنی اش قرار گرفت و به قالیبافی مجبورش کردند . لیلا توانست از چنگ آزارگران فرار کند و اسرار هویدا سازد من الان بیشتر نگران لیلاهای دیگری هستم که نمی توانند فرار کند . به راستی چند هزار لیلای دیگر همچنان از نظرها پنهان مانده اند ؟
حوالی ساعت ۱۷ ایمیل های رسیده به سایت انجمن حمایت از حقوق کودکان را مرور می کردم :
باسلام
لطفا تشریف ببرید بیمارستان بعثت سنندج- بخش آی سی یو کودکان- و از وضعیت وحشتناک کودکی که با تایید پدر جلادش و توسط نامادری حیوان صفتش به شدت مورد شکنجه قرار گرفته و هم اکنون در حالت کما در بیمارستان بستری است گزارشی تهیه کنید و در سایت قرار دهید شاید وجدانهای خفته ای را که برای شهوت رانی دست به هر جنایتی می زنند را بیدار نمایید .خواهشمند است سری بزنید و ببینید که آدمها چگونه حیوان و بلکه پست تر از حیوان هم می شوند ...
