دیروز در خبر ها خواندیم که ۲۱ کودک اردبیلی که سوار بر یک دستگاه وانت بو.دند به دره سقوط کردند .حادثه ای که شاید در راستای توسعه آموزش و پرورش کشور ما بوده است ، همان عدالت آموزشی که وزیر محترم نوید آن را قبلا داده بود. نکته ای برجسته در تمامی حوادثی که در سالهای اخیر برای کودکان در مدارس مختلف کشور رخ داده دیده می شود این است که مسئولین مربوطه بلافاصله از خودشان دفاع می کنند و در تمامی موارد هم خودشان را مبرا از هرگونه تقصیری اعلام کردند : کی بود کی بود ما نبودیم .
در مورد حادثه اخیر هم گویا مدير ارزيابي عملكرد سازمان آموزش و پروش استان اردبيل گفت :ما براي سرويس دانشآموزان در اين مسير با يك دستگاه خودروي لندرور قرارداد بسته بوديم كه به دليل سهلانگاري راننده و خرابي ماشين، يك دستگاه وانتبار در اين حادثه كار انتقال آنها را به صورت غيرمجاز انجام داده و ما از صاحب خودرو شكايت كرديم. و در ادامه تاکید کرد ما اظهار نظر های غیر کارشناسی در مورد سرویس مدارس را قبول نداریم البته در صحبت هایشان نکات دیگری هم بود نظیر کمبود فضای آموزشی در روستاهای دور افتاده و ... اما جالب است بدانید که این مدیر محترم در عین دفاع از خود یادش رفته به این نکته هم فکر کند که چطور یک دستگاه لندرور تعداد ۲۱ کودک را تا بحال جابجا می کرده ؟ بر اساس کدام استاندارد تعریف شده این تعداد دانش آموز سوار بر لندرور در مسیر مدرسه تردد می کردند ؟ اگر در طی این مدت این کودکان معصوم در سفر هر روزه با لندرور جان سالم به در برده اند شاید از الطاف خداوند بوده است در غیر این صورت فقط وزیر محترم و اطرافیانش می توانند از سفر پر خطر اینچنینی خشنود باشند و دل خوش به اینکه برای دانش آموزان سرویس رفت و آمد گذاشته اند .
خبر این بود : جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان پلمپ شد .تعطیلی تشکل غیر دولتی حامی کودکان کار و خیابان می تواند در راستای سیاست محدود سازی سازمان های غیر دولتی در دولت نهم باشد . سازمانهای غیر دولتی در اغلب کشور ها به اخذ مجوز نیاز ندارند و صرف اعلام موجودیت یک تشکل برای فعالیت آن کافی است . سازمانهای غیر دولتی واقعی معمولا از مسائل سیاسی به دور هستند و عمدتا حول معضلات اجتماعی در حوزه کودکان و زنان و محیط زیست و.. فعالیت دارند . تعطیلی مرکزی که چشم امید کودکان کار و خیابان بوده و به عنوان مامنی امن برای این کودکان به شمار می رفت بی توجهی به حقوق حقه کودکانی است که در این مرکز اوقات بی کاری شان را گذرانده و از آموزشهای متنوع آنجا بهره مند می شدند . سازمانهای دولتی نظیر بهزیستی در خصوص فعالیت در زمینه کودکان کار و خیابان همواره عقب تر از تشکل های غیر دولتی بوده اند و این در حالی است که در مقابل صرف بودجه های میلیاردی سازمانهی دولتی ، تشکل های غیر دولتی با بضاعت کم و تنها با اتکا به عشق و علاقه داوطلبان و نبز همنوعان نوعدوست فعالیت می کنند .
سازمانهای غیر دولتی را به حال خود بگذارید ، دامنه بحران اجتماعی آنقدر وسیع شده است که شما دولتمردان باید به واسطه فعالیت داوطلبانه و عاشقانه سر تعظیم برای این تشکل ها فرود آورید نه اینکه از ورود کودکان بحران زده - که حاصل اتخاذ سیاستهای غلط سیاسی و اجتماعی شماهستند- به این مراکز جلوگیری کنید .
