تبليغاتX
فریاد کودکی
بازگویی آنچه که مربوط به کودکان ایران است

با شروع فصل سرما  نگرانی از پیامد استفاده از بخاری های چکه ای دانش آموزان و خانواده هایشان را آزار می دهد .امروز در خبرها خواندیم که بخاری های نفتی در پارس آبادمغان همچنان دانش آموزان را تهدید می کند ، روز های قبل نیز در خبر ها آمده بود که یکی از مدارس روستای بجنورد به خاطر غیر استاندارد بودن بخاری نفتی در آتش سوخت ، مدیر کل آموزش و پرورش استان تهران نیز اخبار مربوط به استفاده از بخاری نفتی چکه ای در مدارس حاشیه تهران را تایید کرد و این در حالی است که سال گذشته بر اساس بخشنامه وزارت آموزش و پرورش استفاده از بخاری نفتی در مدارس ممنوع شده بود .  و مسئولین آموزش و پرورش همچنان که برچیده شدن مدارس کپری را جشن گرفته بودند ، برچیده شدن بساط بخاری های نفتی را نوید می دادند . وزیر آموزش و پرورش در زمان تبلیغات برای اخذ رای اعتماد از مجلس وعده داده بود که مدارس با امکانان کاملی خواهد ساخت که در زمان کوچ عشایر قابل جابجایی باشد . و یا وعده تجهیز مدارس و برقراری عدالت توزیع بودجه در بخش های مختلف آموزش و پرورش را داده بود اما امروز می بینیم که بخاری های چکه ای همچنان قربانی می گیرد و در فصل گرما نیز مدارس استانهای گرمسیر در گرمای سوزان تابستان  از کولر و دستگاههای خنک کننده محروم هستند . از طرف دیگر در خبرها می خوانیم که در کشور های دیگر مدرسه با امکانات کامل می سازند و دامنه بذل و بخشش ها به آنسوی مرزها رفته در حالی که دانش آموزان معصوم ما از حد اقل امکات رفاهی در مدارس محرومند در شروع فصل سرما فقط باید دعا کرد که امسال قربانیان دیگری در مدارس نداشته باشیم وگرنه امکانات مدارس هیچگونه تغییری نکرده است .

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  | 

بعضی از انسان ها بودنشان خیلی ضروری است یعنی حالا حالاها جا دارند برای بودن و کار کردن . انگار خیلی کارها ی بر زمین مانده می بینی که از عهده افراد خاصی بر می آید . و وقتی فراقشان جاودانه    می شود غمی جانکاه بر آدمی مستولی می گردد و مدام به خودت می گویی آخر چرا ؟ چقدر زود ؟...

مهندس یوسف قالیچه چیان انسان شریفی بود که از همان ابتدای تشکیل انجمن حمایت از حقوق کودکان یار وهمراه انجمن بوده است و یادم هست وقتی در هیئت مدیره ، هرگاه به بن بست مالی بر می خوردیم نا خود آگاه اولین گزینه برای رفع این تنگنا مهندس قالیچه چیان بود و هرگاه نیز اختلافی بین اعضاء انجمن بوجود می آمد ، آن شخصیت مهربان اولین کسی بود که برای پا در میانی و رفع اختلاف تلاش می کرد . این انسان وارسته انگار دموکراسی را در وجودش نهادینه کرده بود ، گوش کردن به نظر دیگران ، احترام به دیگران ، نوعدوستی ، خوشرویی و گشاده رویی و... از خصلت های بارزش بود . وی همیشه بر آموزش تاکید داشت و شاید به همین دلیل بود که در شرکتی که سهامدارش بود اصل را بر آموزش کارکنان بنا نهاد و از این رو شادابی و طراوت خاصی را در مجموعه خودش حاکم کرد . یادم     نمی رود مدام بر این نکته تاکید می کرد که آموزش در هر سازمانی سرمایه است و نباید به چشم هزینه به آن نگاه کرد . مسئولیت پذیر بود و وقتی مسئولیتی را قبول می کرد با جان و دل به انجام می رساند و به همین دلیل بود که دوره ای که بازرس انجمن بود یکی از دوره های درخشان و ماندگار در انجمن از نظر نهادینه کردن نظارت و حسابرسی بود .

عاشق زندگی بود و مدام از دوری از یاس و رخوت حرف می زد . همیشه لبخند زیبایی برلب داشت و در اوج خستگی هم به آدم انرژی و شادابی هدیه می داد ...

متولد ۱۳۲۰ بود و از یک سال قبل به سرطان روده مبتلا شده  و پس از آن به خارج از کشور برای مداوا عزیمت کرد و افسوس که روز گذشته جان به جان آفرین تسلیم کرد . یادش گرامی و همیشه زنده باد

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  | 

غروب روز دوشنبه هفته قبل با مترو از  مصلی به توپخانه می رفتم  چون هوا بارونی بود مترو به شدت شلوغ شده بود و در این ازدهام داخل واگن مادری با دختر ۲ ساله اش و همسرش وارد شدند و دختر بچه در ازدهام جمعیت سرپا ایستاده بود یکی دو تا ایستگاه رفتیم و من هم روبروی آنها با کمی فاصله ایستاده بودم یکی دو بار نگاه پدرش به نگاه من افتاد و واقعا دلم برای دختربچه سوخت، با صدای بلند به پدر گفتم که حق دختر کوچولوی شماست روی صندلی بنشیند و ادامه دادم کاش واگن ها طوری طراحی می شد که صندلی کودکان مشخص باشد . دیدم صندلی نشین ها با غضب به من نگاه می کنند . باز هم ادامه دادم یعنی یه جوانمرد پیدا نمیشه تا بلند شه و این دختر بچه بنشینه ؟همه بیر و بیر نگاهم می کردند در همین حین به یک ایستگاه رسیدیم و یکی از صندلی نشین ها بلند شد که پیاده شه و قسمت جالب  قضیه این بود که پس از این همه صحبت از نشستن آن دختر بچه یک جوان بی اعتنا به گوشه و کنایه هام رفت که بنشینه و دیگر طاقت نیاوردم دست اون آقا را گرفتم و به شوخی  گفتم  فکر کنم نوبت اون دختر خانم است که بشینه  و هر طوری بود دخترک را روی صندلی نشاندیم . نکته جالب در این ماجرا بی تفاوتی کامل ازدهام جمعیت به حق آن دخترک برای نشستن بود و اینکه چطور به مسائل همدیگر بی تفاوت شدیم و مثل انسان های مسخ شده و گنگ و مبهم به سرکار می رویم و برمی گردیم و به دنیای پیرامون هیچ توجهی نداریم در این فکر بودم که یک آقا داد زد چقدر مسافر سوار می کنن مگر گوسفندیم ؟ خندیدم و به شوخی گفتم آقا یک بلا نسبت می گفتی که باعث خنده حاضرین شد گفتم چه عجب لا اقل خندیدیم .... 

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  | 

روز گذشته در خبرها خواندیم پدری که در مقابل چشمان بهت زده فرزند دیگرش  کودک خردسالش را به دار آویخت ، محاکمه و به ۱۰ سال زندان و ۱۰ سال تبعید محکوم شد و خوب است که بدانید اگر همین پدر فرزند شخص دیگری را به قتل برساند به اعدام محکوم می شود . البته که اینجانب به هیچوجه خواهان اعدام هیچ کس در دنیا نیستم اما ضعف قوانین ما در همینجا مشهود است کما اینکه اگر وکیل این پدر قاتل اعتراض کند چه بسا این حکم ده ساله نیز کاهش یابد . بر طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی،پدر یا جد پدری در صورت کشتن فرزند،اعدام نمی شوند و 3 تا 10 سال زندان از جنبه عمومی جرم در انتظارشان خواهدبود و شاید به خاطر ضعف مشهود در قوانین کشور است که بر طبق آمار های موجود پدران همچنان در صدر آزاررسانان به کودکان قرار دارند . اگر طفل آزار دیده هم به پلیس مراجعه و از پدر کودک آزارش شکایت کند بر طبق قوانین موجود چون صغیر محسوب می شود شکایتش قابل پی گیری در مراجع قضایی نخواهد بود .از همه مهمتر و قابل توجه تر اینکه تشکل های غیر دولتی سالهاست که به حذف این ماده قانونی از قوانین کشور اصرار می ورزند و تمام حوادث و اتفاقات سالهای گذشته در خصوص کودک آزاری نیز بر حذف این ماده صحه گذاشته اند و با وجود تمامی این اعتراضات و شواهد موجود همچنان در مقابل حذف این ماده قانون مقاومت می شود یعنی به عبارت دیگر تشکل های غیر دولتی حامی حقوق کودکان آب در هاون می کوبند .

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  | 

وزیر آموزش و پرورش در آخرین اظهار نظر به نوعی حرف های چندی پیش مبنی بر انکار مدارس کپری در کشور را پس گرفت و گفت اگر من گفتم مدارس کپری کو ؟ کجاست ؟ به من نشان دهید منظورم  انکار قضیه نبود بلکه می خواستم بدانم کجاست . وی ادامه داد وقتی در تهران مدرسه ای وجود دارد که از مدارس کپری هم بدتر است ، در گوشه و کنار کشور هم از این مدارس پیدا می شود ....

آقای وزیر چشم ما روشن ، برید در فلان کشور مدرسه بسازید ، دانش آموزان ما که ارزشی ندارن تا بخواهید برایشان سرپناه مطمئن بسازید ، دانش آموز زاهدانی دنگش نرم ، می خواست در کشور دیگری به دنیا بیاد تا الطاف شما بیشتر شامل حالش بشه ، تا امکانات بیشتری به اون تعلق بگیره . تازه دانش آموز ما نگاه پلیسی ناظم و مدیر مدرسه رو داره که از زلزله هم برایش ترسناک تره . می گی نه ؟ آقای وزی! اول صبح برو پشت در یکی از این مدارسی که بلندگو داره گوش بایست ببین چه خبره ؟ ببین چه حرف هایی نثار دانش آموزی می کنن که در صف از جلو نظام نباشه ....

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  | 

حدود بیست شماره تلفن مراکز مختلف بهزیستی جلو روی من است و از صبح تاحال هر وقت فرصت شد سعی کردم که بالاخره شماره ای پیدا کنم که امور مهدها را اطلاع رسانی بکند . آخرین جایی که زنگ زدم گفت درست گرفتید دقیقا همین جاست وصل کرد و حدود 5 دقیقه پشت خط بودم و فقط آهنگ فیلم امیرالمومنین برای من پخش شد . قطع کرده و دوباره زنگ زدم به تلفن چی گفتم ببین من از صبح تا بحال دنبال یه جایی هستم که در باره مهد کودک ها اطلاعات بگیرم  خواهش می کنم کمکم کن ، گفت به خدا وصل کردم داخلی شون اشغاله ، بیا اینهم شماره مستقیمشون بگیر زنگ بزن ، شماره را می گیرم ، اشغاله ، دوباره و سه باره زنگ می زنم بالاخره آزاد می شود و این بار کسی گوشی نمی گیرد و بعد از چند بار شماره گیری بالاخره گوشی را بر می دارند ، یک خانم که گویا کارشناس مهد کودک هاست پشت خط است ، خانم من  قصد دارم فرزندم را در غرب تهران در یک مهد کودک  ثبت نام کنم شما چه معیاری برای یک مهد خوب تعریف کردید ؟ ما چنین معیاری نداریم . می پرسم آیا مهد های شما درجه بندی شده اند و رتبه ای به آنها داده اید ؟ پاسخ می دهد قرار است در آینده انجام گیرد، می پرسم خوب الان من می خواهم به یک منبع اطلاع رسانی دست پیدا کنم که در آن حد اقل مهد کودک های حول و حوش منزل مان را با آدرس و تلفن نشان دهد ، آیا چنین بانک اطلاعاتی ای دارید ؟ پاسخ می دهد نمی دونم آقا من باید برم سرویسم داره می ره . می پرسم ببخشید خانم شما پس کارشناس کدام مهدکودک هستید ؟.... تنها منبعی که می توانستم اطلاعات بگیرم اینطور جواب داد . وارد سایت سازمان بهزیستی شدم اما حتی اخبار این سایت هم قدیمی است اما فقط یک بخش آن خیلی خوب کار       می کند: " دریافت آن لاین صدقه و فطریه از کارت های داخلی و بین المللی "

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  | 

اخبار مربوط به یک تشکل غیر دولتی حامی کودکان کار نگران کننده است . اخراج بیش از ۷۰ جوان داوطلب از یک تشکل غیر دولتی  باید مورد توجه تشکل های غیر دولتی دیگر قرار گیرد . این تشکل که هیئت امنایی اداره شده و در جنوب تهران فعالیت می کرد و آمارها و ارقام عجیب ۵۰۰ - ۶۰۰ تایی از کودکان تحت پوشش را ارائه می داد . آنطور که برخی از داوطلبان آن اعلام کردند فضای بسته و رفتار کاملا مستبدانه مسئولین ارشد این تشکل غیر دولتی داوطلبان را خسته و آزرده کرده بود و این داوطلبان فقط یک تذکر کوچک به مسئولین ارشد این تشکل دادند که یه کم فضا را بازتر کنید تا تصمیم گیری به سطوح پایین تر نیز برسد که به عصبانیت آنان منجر شده و همه را اخراج کردند .و اعلام کردند که ما هیئت امنایی و خیریه هستیم و می خواهیم با بازاری ها کار کنیم و به حضور شما نیازی نداریم .

از یاد نبریم که یکی از وظایف اصلی تشکل های غیر دولتی علاوه بر سرویس دهی به گروه هدف خود، کادر سازی از داوطلبان جوان برای امور دموکراتیک و تمرین دموکراسی است و به نظر می رسد این حرکت کاملا غیر دموکراتیک مسئولین این تشکل باید مورد توجه تشکل های غیر دولتی ایران قرار گیرد . بعلاوه ، این تشکل در حال حاضر صاحب میلیاردها ریال سرمایه است که از طریق اعتماد مردم نوعدوست  ارتزاق کرده است که باید تکلیف آن روشن شود .

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  | 

عليرضا علي‌احمدي ـ وزير آموزش و پرورش ـ در پاسخ به پرسش خبرنگار  (ايسنا)، كه آيا طبق وعده سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور، همه مدارس كپري تا پايان امسال بر چيده مي‌شود؟ اظهار كرد: شما به من آمار ارائه بدهيد و بگوييد كجا مدرسه كپري داريم. وي در پاسخ به اين سوال كه پس آيا بنابر گفته شما ما مدرسه كپري در كشور نداريم، گفت: شما به من نشان بدهيد!

واقعا آدم از اینهمه اعتماد به نفس در گفتن غیر واقعیت ها ( بخوانیم دروغ ) تعجب می کند . به راستی این وزیران دولت نهم چرا از گفتن واقعیت ها فرار می کنند ؟ همین چند وقت پیش بود که معاون اداري و مالي سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور ـ از وجود 10 هزار و 75 مدرسه كپري خبر داده بود. با وجود اینهمه مدارس کپری چند سالی است که مسئولین می خواهند برچیده شدن مدارس کپری را جشن بگیرند . گویا وزیر محترم آموزش و پرورش اخبار سالهای گذشته را نمی داند که تا بحال بارها خواسته اند حذف مدارس کپری را جشن بگیرند اما گویا نتوانستند و یا لا اقل مسئولین قبلی خجالت می کشیدند به این وضوح و روشنی اخبار غیر واقعی بدهند . اما گویا وزیر پی همه چیز را به تن خود مالیده و به صراحت می گوید کو؟ کجا ما مدرسه کپری داریم ؟

آقای وزیر خودتان را ناراحت نکنید منظور خبرنگارها مدارس کپری در کشورهای دور افتاده آفریقایی است ....

نوشته شده توسط علی اکبر اسماعیل پور در ساعت  | لینک  |