بیش از یک ماه است که به خاطر بیماری دختر ۱۵ ماهه مان ، در گیر بیمارستان های تهران هستیم و در طی این مدت با موارد بسیار تلخ و غم انگیزی در بیمارستانها مواجه شده ام که اگر حوصله ام یاری کند حتما در قالب یک نامه سرگشاده به وزیر بهداشت منتشر خواهم کرد اما در بین این مواردی که در حوزه درمان کودکان مشاهده کردم یک مورد آن حتما مورد توجه شما نیز قرار خواهد گرفت :
سی و یکم شهریور که دختر ما بیمار یش شدید شد با اقدام به موقع همسرم به درمانگاه محلی نزدیک منزل منتقل شد و پس از آن مسئولین درمانگاه تشخیص دادند که وی باید بلافاصله به بیمارستان منتقل شود به اورزانس ۱۱۵ زنگ زدند و بعد از ۲۰دقیقه آمبولانس از راه رسید و با توجه اینکه همراه آمبولانس یک نفر به اصطلاح بهیار هم حضور داشت همسرم با یک دست بچه را بغل کرده و سروم را در دست دیگرش گرفت و در حالی که بچه هم به شدت بی قراری می کرد بهیار در جلوی آمبولانس لمیده بود و منتظر راننده . وقتی همسرم پرس و جو کرد که پس راننده کجاست ؟ گفت چه عجله ای داری خانم الان میاد . ۱۰دقیقه بعد دو کاسه شل زرد در دست راننده نشان می داد که رفته بود صف شل زرد نذری . همسرم که متاثر بود ملتمسانه از آنان می خواست حرکت کنند و این دو انسان مسئولیت شناس می گفتند که باید روزه را افطار کنند . باید به مسئولین مربوطه بخاطر اینهمه تعهد و ایمان کارکنانشان تبریک گفت واقعا اگر این ایمان قوی نبود چگونه می خواستند به خلق خدا خدمت کنند و به قول رئیس جمهور محترم نوکر مردم باشند ؟
بعد از اینکه در یک روز از سال کودکی در این کشور به برکت روز جهانی کودک سر زبان ها افتاد و همه با کودکان مهربان شده بودند یاد آوری موارد ذیل شاید چندان هم بی ربط نباشد :
1- شاید بالای 90 درصد از خانواده ها اطلاعی از روز جهانی کودک نداشته باشند . پدر در خانواده های پایین دست جامعه همچنان ناتوان در برآوردن نیازهای اولیه کودک خویش است و البته شرمنده او ، کودکان بسیاری همچنان به عنوان کمک خرج خانواده به انواع و اقسام اشتغال جانفرسا مشغولند و به برکت ماده 220 قانون مجازات اسلامی که پدر و جد پدری را از اتهام هر نوع کودک آزاری مبرا می دارد پدران همچنان در صدر آزار رسانان به کودکان قرار دارند .
2- رسانه ملی همچنان بر ضد قوانین حقوق کودکان عمل می کند ، سریالهای بی محتوا و البته خشن و اضطراب آور همچنان گریبانگیر بدون چاره خانواده هاست . به عنوان مثال سریال روز حسرت که در ایام ماه رمضان پخش می شد هر نوع پلشتی و نامهر بانی و دغل و دروغ را آموزش می داد . برنامه سازان کودک اطلاعی از کنوانسیون ها و مفاد حقوق کودکان ندارند . برنامه های کودکان تکراری است و البته تلاش مضاعف مسئولین تلویزیون برای القاء مسائل اجباری به کودکان دیدنی است .
3- آموزش و پرورش فرسنگ ها از آموزش و پرورش مدرن دنیا به دور است . مدارس ما بی روح و کسل کننده برای کودکان هستند ، مفاد مطالب آموزشی کودکان به خصوص در سالهای اول مدرسه جای اما و اگر های فراوان دارد . آموزگاران و معلمان درگیر مسائل معیشتی خود هستند و علاقه چندانی به شاداب سازی محیط کلاس ها ندارند ، آموزش مهارت های زندگی هنوز در مدارس ما اجباری نشده است ، خصوصی سازی مدارس هم آموزش و پرورش را به یک بنگاه تجاری نزدیک کرده است و ...
4- بهداشت و درمان ما در حوزه کودکان هم ناتوان است ، شرایط نگهداری کودکان بیمار در بیمارستانها و سرویس دهی آنها نا امید کننده است ، کودکان بیمار خانواده های فقیر جامعه روزگار سختی را می گذرانند ، بی اخلاقی و پول پرستی در بین پزشکان بی درد – نه پزشکان مردمی – موج می زند کودکان مناطق محروم هم اگر به بیماری سختی دچار شوند امید چندانی به درمان ندارند ...
5- اعدام کودکان در ایران به یک بحث بین المللی بدل شده است . کودکانی که در سن کودکی جرمی مرتکب شده اند در زندان ها نگهداری می شوند و پس از رسیدن به سن قانونی مجازات می شوند . همین مسئله باعث ایجاد جنجالهای زیادی بر علیه ایران در دنیا شده است جرا که خیلی ها معتقدند شرایط روحی و روانی و مسائل مربوط به رشد مغزی و نیز روان کودک در سن کودکی اصلا قابل مقایسه با بزرگسالی نیست و به همین دلیل مجازات های یک فرد بزرگسال با کودک باید تفاوت داشته باشد .
6- کودکان کار و خیابان بعد از این همه سال که دردهایشان برجسته شده است همچنان در حال بازتولید هستند ، با افزایش فقر و نابرابری تعداد این کودکان نیز رو به افزایش است انواع و اقسام طرح های ساماندهی کودکان کار و خیابان نیز چاره ساز نبوده است و ناتوانی بهزیستی و شهرداری و نهادی های مرتبط مشهود است چراکه حضور کودکان خیابانی در خیابانها و معابر شهر خود گواه بر شکست انواع و اقسام طرح های ساماندهی است .
البته که در بحران کودکی در کشور ما، NGO می توانستند نقش برجسته ای در تلنگر زدن بر اذهان عمومی و یا دولتمردان داشته باشند ، می توانستند راهکار ارائه دهند ، می توانستند با دانش و اندیشه خود بر فقروبی عدالتی نهیب بزنند ، می توانستند مطالعه کنند و از کشورهای موفق دنیا به منظور کاستن از آلام و دردهای ناشی از فقر، بیشتر بیاموزند و...
