حکایت ما و "بیمارستان کودکان مفید" تهران
روز جمعه دیدیم دختر ۱۰ ماهه مون بدجوری تب داره که با تهوع و اسهال همراه شد فکر کردیم بیمارستان کودکان مفید باید بیمارستان خیلی خوبی باشه ، به اتفاق همسرم بچه را بردیم بیمارستان مفید در خیابان شریعتی که گویا تحت پوشش تامین اجتماعیه . وقتی وارد اورژانس بیمارستان شدیم ، کودکان بسیاری را دیدیم که اغلب نوزاد و خردسال بودند ، چون همه مریض بودند ، اغلب بی قراری و گریه می کردند شاید بیش از ۵۰ کودک در سالن انتظار منتظر آقای دکتر بودند ، مادران و پدران همراه هم اغلب خسته و عصبی بودند ، در نگاه اول می شد فهمید که همه خسته اند و با نگاهشون به ما می گویند امیدی نداشته باشید ، بعدش فهمیدم خیلی ها فرزندانشان را از شهرهای مختلف به اینجا آورده بودند به این امید که بیمارستان کودکانه و امکانات داره . به هر حال خودمان را به پذیرش رساندیم ، آقایی که اون پشت لم داده بود با بی احترامی گفت که شاید سه ساعت طول بکشه ها ؟ صبر می کنین یا می رین ؟ گفتم چرا سه ساعت ؟ دختر مون تب شدید داره و مدام استفراغ می کنه . گفت خودت می دونی . گفتم چند تا دکتر دارین الان ؟ گفت یه آقا دکتر اینجاست که سرش شلوغه و نمی رسه . سرم درد گرفته بود یعنی تامین اجتماعی اینقدر مفلوک شده که اورژانس مهمترین بیمارستان کودکان در پایتخت با این حجم زیاد مراجعه کننده فقط یک دکتر داره ؟ پس اینهمه کسورات حق بیمه از فیش های حقوقی ما و میلیونها هموطن دیگر در حلقوم چه کسانی ریخته می شود ؟که برن و شرکای تجاری بین المللی پیدا کنند ؟ که تامین اجتماعی بره و بساز و بفروش بشه ؟ که کارخانجات صنعتی بزرگ را بخره و ...
خیلی حالم بدشده بود ، با عصبانیت تمام به دم در که رسیدیم نگهبان بیمارستان گفت خوب کردین بچه رو بردین و الا اینجا تلف می شد و هیچکس نبود به دادش برسه گفتم راست می گی واقعا تلف می شد . پرس و جو کردیم و گفتند بیمارستان کودکان تهران تو خیابان طالقانی بیمارستان خصوصیه و دکتر هم داره به سرعت بچه را به بیمارستان رساندیم و تحت درمان قرار گرفت و الان بعد از چند روز حالش رو به بهبوده ...
