موضوع اشتغال به کار کودکان در ايران که از سال 1378 تاکنون - بيشتر - به آن پرداخته شده، اغلب فقط يک شاخه از اشتغال کودکان (کودکان خياباني) را شامل شده است، در صورتي که به نظر مي رسد از اشکال زيانبارتر اشتغال کودکان که بسياري از کودکان معصوم کشورمان را دربر مي گيرد، غافل مانده ايم. شايد برجسته سازي بيش از حد مساله کودکان خياباني از سوي متوليان امور به اين دليل بوده است که اين کودکان در معرض ديد عموم هستند و همان گونه که بارها در اخبار جرايد و سايت ها به آن برخورديم نظر مسوولان مرتبط با حوزه آسيب هاي اجتماعي اين است که حضور ژنده پوش و ناخوشايند اين کودکان چهره پايتخت و بسياري از شهر هاي بزرگ را زشت ساخته است، و از سوي ديگر هياهوي بسيار و مصاحبه هاي گوناگون و البته متناقض متوليان امور درباره ساماندهي کودکان خياباني با ارائه آمار و ارقام متناقض تر که تا به حال ميلياردها ريال اعتبار را نيز بلعيده است باعث به حاشيه رفتن مسائل و مشکلات بسياري از کارگران کوچک است که در بخش هاي ديگر به اشتغال جانفرسا مشغول هستند. به نظر نگارنده اقسام اشتغال به کار کودکان را مي توان در طبقه بندي زير جاي داد؛ |
ادامه مطلب
دیشب بطور اتفاقی تلویزیون را روشن کردم که مستندی از حضور رئیس جمهور را در بازدید از بوشهر پخش می کرد . صدا و سیما سنگ تمام گذاشته بود یه کار خیلی خوبی درست کرده بود . رئیس جمهور را در خانه یه روستایی نشان می داد که روستایی ذوق زده از حضور رئیس جمهور نمی توانست شعف و شادمانی خود را پنهان کند ، آقای رئیس جمهور کوچه پس کوچه های ما آسفالت ندارد بلافاصله دوربین روز بعد رانشان می داد که کامیونها در میدان روستا مستقر بودند و لودر مشغول خاکبرداری و گزارشگر تلویزون که : خانم ، آقای رئیس جمهور کی دستور آسفالت اینجا را صادر کرد ؟ و خانم روستایی : کمتر ار ۲۴ ساعت قبل و دوباره چهره خندان و رضایتمند رئیس جمهور که مردم چپ و راست بوسه بر صورتش می زدند و تشکر بخاطر حضور در روستا ....
در این میان آنچه توجهم را جلب کرد حضور کودکان روستایی در متن فیلم بود که با تعجب اتفاقات آن روز را دنبال می کردند و رئیس جمهور که حتی یک بار از وضعیت آموزشی کودکان ، امکان ادامه تحصیل آنان و یا وضعیت بهداشتی و تغذیه کودکان ، امکانات درمانی و بهداشتی روستا سوالی نپرسید . رئیس جمهور فقط غرق در هیجان بود . نمی دانم با نفت بشکه ای بالای ۱۰۰ دلار و در آمد سرشار نفتی آسفالت کوچه پس کوچه های یه روستا که سوء تغذیه و فقر از چهره کودکان و بزرگترهای آنجا فریاد می زد اینقدر خوشحالی و شعف رئیس دولت را به همراه دارد ؟ و تلویزیون ، رسانه ملی که این روزها دربست در اختیار رئیس جمهور است بجای پرداختن به مستند طولانی از حضور رئیس جمهور در میان روستاییان بوشهری وظایف سنگین دیگری دارد که همیشه از آن غافل بوده است و آن ترویج مفاد پیمان نامه جهانی حقوق کودک ، پرداختن به مباحث حقوق شهر وندی ، پرداختن به رشد همه جانبه آن کودک معصوم بوشهری ، بررسی نارسایی ها یی که به حیات هموطنان ما بستگی دارد از جمله بهداشت و درمان نوزاد و مادر بوشهری ، تغذیه کودکان آنجا ، آمار سوء تغذیه کودکان ، آمار کودکان خارج از چرخه آموزش و پرورش آنجا ، تبعیض زمین تا آسمان بین امکانات آموزشی بوشهر و جایی مثل تهران و...
اعمال و رفتار وزرای آموزش و پرورش در همه دوره ها قابل تامل است . وزیر جدید آموزش و پرورش هم در شروع کار با شعارهای عجیب و غریب وزارتش را آغاز کرد که در این وبلاگ شرح گوشه هایی از آن داده شده است . اما آنچه در خور توجه بیشتر است اینکه وزیر برای اینکه وزارتش را اثبات کند به همه زیر مجموعه هایش دستور داد که باید ۱۴ و ۱۵ فروردین مدرسه ها باز باشد و حتی دفترش اعلام کرد که وزیر بطور سرزده از مدارس بازدید خواهد کرد و جنجال رسانه ای وسیعی آغاز شده بود تا وزارت این وزیر جدید با این حکمی که داده بر همگان اثبات شود و به قولی می خواست گربه کشون راه بیاندازد ... خلاصه اینکه من در این موقع در تهران بودم و برایم جالب بود که ببینم مدارس چه می کنند و دانش آموزان چقدر از فرمایشات وزیر مهربانشان استقبال می کنند . با اخباری که گرفتم حدود ۱۶ درصد دانش آموزان از دستور و تحکم وزیر استقبال کردند با اینکه دوست ندارم تعطیلی مدارس برای دانش آموزان طولانی باشد اما در خصوص این موضوع خاص دم دانش آموزان بخاطر این نا فرمانی مدنی شان گرم . راستی وزیر محترم نمی خواد از خودش بپرسه چرا دانش آموزان ما اینقدر از مدرسه فراری اند ؟
هوا دلپذیر شد، گل از خاک بر دمید ...

بهاری نو از راه رسید ، همه جا بوی بهار گرفت ، زمین گویی دوباره زنده شد ، رویش و زایش طبیعت را در هر کوی و برزن و با جان و دل می توان احساس کرد ، بهار تازه و رخت نو بر قامت کهن زمین هشداری برای ما زمینیان است که سالی دیگراز عمر ما گذشت و کارهای بر زمین مانده هم بسیار و صد افسوس که اگر زمان به بیهوده گی گذرد تا سالی دیگر ...
کاش می شد در آستانه نو شدن زمین جنگ و دشمنی و هر آن چه که از آن بوی کینه و نفرت به مشام می رسد را از صفحه روزگار محو کرد ، کاش می شد صلح وصفا و آرامش را به آسانی در سراسر گیتی حاکم ساخت و ای کاش قلوب زورمداران بسان صاعقه ای دگر گون شده و نوعدوستی و انسانیت جایگزین هر چه خوی بد و بدخواهی گردد .
نوروز بر همگان مبارک باشد .

موضوع اشتغال به کار کودکان در ايران که از سال 1378 تاکنون - بيشتر - به آن پرداخته شده، اغلب فقط يک شاخه از اشتغال کودکان (کودکان خياباني) را شامل شده است، در صورتي که به نظر مي رسد از اشکال زيانبارتر اشتغال کودکان که بسياري از کودکان معصوم کشورمان را دربر مي گيرد، غافل مانده ايم. شايد برجسته سازي بيش از حد مساله کودکان خياباني از سوي متوليان امور به اين دليل بوده است که اين کودکان در معرض ديد عموم هستند و همان گونه که بارها در اخبار جرايد و سايت ها به آن برخورديم نظر مسوولان مرتبط با حوزه آسيب هاي اجتماعي اين است که حضور ژنده پوش و ناخوشايند اين کودکان چهره پايتخت و بسياري از شهر هاي بزرگ را زشت ساخته است، و از سوي ديگر هياهوي بسيار و مصاحبه هاي گوناگون و البته متناقض متوليان امور درباره ساماندهي کودکان خياباني با ارائه آمار و ارقام متناقض تر که تا به حال ميلياردها ريال اعتبار را نيز بلعيده است باعث به حاشيه رفتن مسائل و مشکلات بسياري از کارگران کوچک است که در بخش هاي ديگر به اشتغال جانفرسا مشغول هستند. به نظر نگارنده اقسام اشتغال به کار کودکان را مي توان در طبقه بندي زير جاي داد؛